یادداشت های کارشناسان سازمان

یادداشتی از دکتر مهدی خیاطی کارشناس برنامه و بودجه سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان گیلان

پایان دادن به مناقشه محور توسعه استان با آماده شدن برای توسعه دریا محور   [ +1 | -0 ]

پایان دادن به مناقشه محور توسعه استان با آماده شدن برای توسعه دریا محور

دکتر مهدی خیاطی کارشناس برنامه و بودجه سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان گیلان طی یادداشتی  به تشریح  شرایط آماده شدن برای توسعه دریا محور پرداخت.


اقتصادهای خشکی محور در اثر جهانی شدن اقتصاد تحت فشار فزاینده‌ای برای حرکت به سمت دریاها قرار دارند و شمار کشورهای ساحلی دنیا که به این خودآگاهی دست یافته‌اند و در سطح راهبردی در تلاش‌اند تا از ظرفیتهای دریا به عنوان موتور رشد و توسعه خود استفاده کنند، در حال افزایش است. از این رو، قرن بیست و یکم را قرن دریاها و تمدن آبی (Blue Civilization) نامیده‌اند. بر اساس آمارهاي برنامه محيط زيست سازمان ملل (UNEP)، نيمي از جمعيت جهان در فاصله 60 کيلومتري از درياها زندگي مي‌کنند. همچنين به استناد آمارهاي بانک جهاني، در سال 2015 حدود 61 درصد از کل توليد ناخالص جهان در فاصله 100 کيلومتري از سواحل درياها به دست آمده است. گزارشهاي منتشر شده توسط هيات بين‌الدول تغيير اقليم (IPCC) نيز حاکي از آن است که 60 درصد از 39 کلان شهر دنيا که داراي جمعيتي بيش از 5 ميليون نفر مي‌باشند و نيز از مجموع 16 شهر بالاي 10 ميليون نفر جمعيت در جهان، 12 شهر، در فاصله 100 کيلومتري از سواحل درياها قرار دارند.

اين در حالي است که از بدو آغاز فعالیتهای توسعه‌ای در کشور، کانون اصلي توسعه همواره در مناطق خشکي مستقر بوده و برای دهه‌های متمادی هم در سطح ملي و هم در سطح استاني توسعه خشکي محور در دستور کار برنامه‌ريزان و سياستگذاران بوده است. از این رو، بنا به ضرورتهای ناشی از روندهای جهانی و نیز نگرش نويني که پس از تاکيدات مقام معظم رهبري در لزوم توجه به دريا و فعاليتهاي مرتبط با آن به وجود آمده، مي‌بايست رهيافتها و برنامه‌هايي را سامان داد که بر محور دريا تنظيم شده و يا دست‌کم موازنه‌اي منطقي بين توسعه خشکي محور و دريا محور برقرار نمایند.

ايران کشوری دريايي و گيلان يک استان دريايي است، اما هنگامی که بحث از توسعه فعاليتهاي مبتني بر دريا در مي‌گيرد، ديدگاهها و آراي مسوولان و صاحب‌نظران عمدتا ناظر بر سواحل جنوبي کشور است. همچنين، شرايط طبيعي حاکم بر سواحل شمالي که از دیرباز نوع مخرب و کم بازدهی از گردشگری را در آن نهادینه کرده و نيز اهميت بين‌المللي و راهبردي سواحل جنوبي، موجب تحت الشعاع قرار گرفتن و کم‌رنگ شدن ابعاد و مزيتهاي گوناگون پتانسيلهاي درياي کاسپين گردیده است. از سوی دیگر، با وجود تصویر روشنی که تحولات جهانی و منطقه‌ای در خصوص نقش و جایگاه دریاها در شکل‌گیری سبک نوینی از توسعه ترسیم می‌کنند، هنوز يکي از مهمترين دغدغه‌هاي حاکم بر گفتمان توسعه کشور و استان لزوم ايجاد همگرايي بين تفکرات استراتژيکي است که درصدد هستند نوع، شيوه و شکل توسعه آينده را تعيين کنند. آرایی که در فقدان محملی نظام‌مند برای عرضه و پخته شدن، نهایتا به اجماعی برای عمل نیز تبدیل نشده‌اند. صرفنظر از مباحث پر دامنه‌اي که در رابطه با تعيين اولويتها و محور توسعه استان همواره در جريان بوده، به نظر می‌رسد توسعه دریا محور می‌تواند برای استان گیلان یک انتخاب استراتژیک به شمار آید. استان گيلان به لحاظ موقعيت ويژه جغرافيايي يک استان تجاري- لجستيکي بالقوه در کشور و منطقه خزر به شمار مي‌رود. بديهي است استفاده از اين ظرفيت و به فعليت درآوردن آن ضمن تغيير سيما و جهت کلي اقتصاد استان، مي‌تواند آن را به یک هاب تولیدی-تجاری مطمئن در کشور تبدیل نموده و کارکردهاي سنتي آن را که اکنون برخي از آنها به شدت ناکارآمد و غيراثربخش شده‌اند، دگرگون کند. در واقع توسعه دریامحور به جای تاکید بر بخش یا فعالیت اقتصادی پیشران که بتواند محوریت توسعه را به دوش کشد، با اصالت دادن به فضا، منظومه‌ای از فعالیتهای متنوع در بخشهای مختلف اقتصادی که همگی حول محور دریا سامان یافته‌اند را در شبکه‌ای از زنجیره‌های ارزش به هم پیوسته شکل می‌دهد. شاید این راهبرد، پایانی باشد بر سردرگمی ها و مناقشات ما در باب تعیین محور توسعه که خود به نوعی بلاتکلیفی تبدیل شده است.

پيکربندي شبکه لجستيک استان و ارتباطات درون و برون استاني آن، تحقق نقش استان به عنوان هاب تجاري-لجستيکي، هاب توزيع  و هاب (گذرگاه) ترانزيتي منطقه خزر با کارکرد ملي و بين‌المللي و استقرار خدمات و فناوريهاي پيشرفته بندري و گمرکي متناسب با چنین جایگاهی، تنها بخشی از مجموعة عظیم اقداماتی است که برای تبدیل شدن ایده توسعه دریا پایه به واقعیت عینی ضرورت دارد. با توجه به گستردگی بی سابقه حوزه‌های درگیر در تحقق این هدف، نهیبی که از این میانه برمی‌خیزد آن است که آیا نگرشها، رویکردها، دستور کار و فرآیندهای به کار گرفته شده از سوی کارگزاران توسعه استان متناسب با تحولات شگرف محیط پیرامون و الزامات رهیافت نوین تغییر کرده است؟ در همین راستا، تعريف مجدد بينشي که نسبت به توسعه استان گيلان داريم و نگاهي دوباره به ماموريتهاي خود براي تحقق آن، تا چه اندازه برای ما موضوعیت دارد؟

اگر چه غفلت طولانی و تاريخي در استفاده روشمند و سیستمی از پتانسيلهاي مبتني بر دريا، اهمیت اتخاذ رويکردهاي نوين در تفکرات توسعه‌اي ما از طريق درک مزيتهاي ناشي از دريا را دو چندان مي‌کند، اما به استناد ناکامیهای دهه‌های گذشته در پیشبرد توسعه استان، ناگزیر باید بپذیریم که فهم رایج ما از سازوکارهای توسعه دارای کاستی‌هایی است که در کنار ترتیبات نهادی ناکارآمد و تشتت در اهداف و اقدامات عاملان توسعه، همواره بیم آن می‌رود که ایده روی آوردن به دریا نیز مانند سوداهای پیشین به رؤیایی ناتمام تبدیل شود. چنانچه خطاها و آشوبناکی حاکم بر آنچه تا کنون تحت عنوان توسعه انجام داده‌ایم را به مثابه تمریناتی برای دوران طولانی مهارت آموزی در نظر آوریم، اکنون پرسش اساسی این است که آیا در آفرینش توسعه تا آن اندازه چیره دست شده ایم که بتوانیم استادانه آنچه در رؤیا داریم را خلق کنیم؟

 

انتشار یادداشت‌ها و نظرات کارشناسی به معنای تأیید محتوا و یا نظر رسمی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان گیلان نمی باشد و صرفاً جهت انعکاس دیدگاه‌های کارشناسان محترم سازمان منتشر می‌شود.


نظرات

پست شده توسط: روابط عمومی
شاخه: مقالات, چاپ, ایمیل